تبليغاتX
ــــــAIDAــــــ - چون میسر نیست بر من کام از او ..... عشقبازی می کنم با نام او
« The one who sold the world »
 

از همیشه بیشتر به اعماق قلبم رسیده ای

اینبار به گونه ای متفاوت از قبل

به شیوه خودت ، که تنها تو میدانی و من...

و من اینبار از همیشه دلتنگترم ...

دلتنگتر از  یازده ماه گذشته ...

که این تنها باری بود که گاهِ خداحافظی نبوییدمت ...

و می دانم که می شنوی ...

هر آنچه که بی تو هق هق نمناک و شور چشمانم می شود و می بارد ...

چه سنگین شده ابرهای دلم ...

دوباره کِی؟؟؟؟ بی تابی ام چه ؟؟؟

 


پی نوشت :

- پدر جمعه بعد از نماز صبح رفت و من ۳:۲۰ بعدازظهر فهمیدم ...

- عید سعید قربان و روز پیروزی بر نفس بر همه تهنیت.

- زدم این فال و گذشت اختر و کار آخر شد ... یلدا هم گذشت.

- تولدت مبارک عزیزکم. ثابت قدم باشی در راه ... ان شاءالله. ۴/۱۰/۸۶

 

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1386/09/25ساعت 8:32  توسط @id@  |