|
« The one who sold the world »
|
صد مرده زنده می شود از ذکر یـــا حســـــین ارباب ما معلم عیسی بن مریم است
عیسی اگر در آخر عمرش به عرش رفــــت قنداقه حسین شرف عرش اعظم است
بوی محرم از کافر تا سالک، همه را مست می کند. قدر بدانیم شبهای حسین را و یادمان باشد:
خنده کنان می رود روز جزا در بهشت هر که به دنیا کند گریه برای حســـین
لا یَوم کیَومکَ یا ابا عبدالله...
التماس دعا
پی نوشت:
- در جواب آدم بزرگ :
قبلا" خطاب به وبلاگهایی که لینک هستند ولی کامنتی از من ندارند نوشته بودم که میام و می بینم اما بی صدا...
...
و اما حســـین (علیه السلام)
ندای هل من ناصر حسین از جهت یاری خواستن نبود ... بل به جهت یاری دادن صدا میزد هل من ناصر... شاید برایمان گفته اند او بدنبال یار می گشت ... که نه .
حقیقت اینست : حسین به دنبال یار بود تا در حلاوت وصال او را شریک کند ... ورنه حسین ( علیه السلام ) خود واقف به پایان کار بود و اصلا" از ازل تمام پیام آوران و ائمه از آدم تا مهدی موعود ( عجل الله ) روضه خوان کربلا و آن حادثه عظیم بودند.
و امروز وظیفه ما شیعیان است که بدور از خرافه و خلاف گویی کربلا را کربلا نشان دهیم و بقول استاد علی شریعتی اگر حسینی نبودیم ... زینبی باشیم و فرهنگ و پیام کربلا را اشاعه دهیم .
و در جواب خستگی بعد از این چند شب ...
بزرگی در این باب فرمود خستگی بدن و نداشتن اشک در شب شام غریبان به حساب بی تفاوتی ما یا سرد شدن نیست ، که زینب ( سلام الله علیها ) شب شام غریبان برادر ، نافله را نشسته خواند ... اگر این ده شب را حسینی بوده باشیم طبیعیست که شام غریبان زینبی هستیم...
و اما دعا :
خوان کرم آنان بزرگتر از آن است که به دعای من دست کسی بگیرند ولی ما جسارت میکنیم و می طلبیم. همیشه دعاگوی محتاجان به دعا هستیم . شاه علی ۳۰/۱۰/۸۶