|
« The one who sold the world »
|

نمی خواستم بنویسم ، اما بدجوری عقده شده بود....
در شماره اخیر مجله شهروند امروز با عکس بزرگ سرکار خانم فاطمه رجبی همسر آقای الهام سخنگوی دولت بر روی جلد، مصاحبه ایشان با این مجله به چاپ رسیده بود. جدا از سؤال و جوابهای رد و بدل شده، چیزی که بیش از همه چشم گیر بود جبهه پرستی در صحبتهای سرکار خانم رجبی بود. ایشان ذکر کرده بودند هرگز خانواده شان را بخاطر اینکه باعث شده بودند ایشان با اصلاح طلبان مذاکره کنند نخواهند بخشید. من به اصلاح و اصول گرایی کاری ندارم... علما و عرفای بزرگ با زیرکی از طرف مقابل برای ضربه به خودش استفاده می کنند. لقمان بزرگ ادب را در جمع بی ادبان آموخت چه رسد به اندیشه اصلاح طلبان که در جای خود قابل توجه و ارزش است. ما که لقمان و سلمان زمان نیستیم . این چه تفکری ست که حتی حاظر به مذاکره با افراد جناح مخالف نباشیم. یا در جایی ذکر عنوان مخدره رجبی بر پشت کتاب اهدایی از آقای مجتهدی( از روحانیون) را به عنوان نشان تأیید عنوان نمودند، یا دریافت مهر و تسبیح و یا صحبت با آقای اگر اشتباه نکنم سیستانی که به نقل قول ، ایشان با جنس مؤنث معمولا" اجازه ملاقات نمی دهند (در نجف اشرف)...بله اینها بحق انسانهای شریف و بزرگی هستند ولی آیا این دلیل تأیید شماست؟!!!!!!
این مصاحبه که به چاپ رسیده بود تحکم فرد را نشان نمیداد بلکه احساسات زنانه و ضعیفی را به نمایش می کشید و پاسخ به سؤالات نه تنها اصلا" قانع کننده نبود بلکه به نظر کودکانه هم می رسید و گویی از سر لجاجت بود تا تدبّر!!!!، طوری که حرمت برادر(محسن رجبی) و خواهری خود را فدای اصلاح طلبی و اصول گرایی نمودند. من نه به اندازه ایشان کتاب خوانده نه تا کنون کتاب نوشته ام، نه خانواده و زندگی ام را فدای سیاست کرده ام ، اما ایـــــــران را عاشقانه دوست دارم ، جمله زیبایی بعد از ۲۲ بهمن در رادیو شنیدم، هموطن عزیزی می گفت من نه برای نظام به راهپیمایی رفتم نه برای تأیید یا تنبیه کسی، مـــــن بــــــرای ایـــــــــران رفتم. سرکار خانم رجبی من بعنوان یک دختر ایرانی ، مسلمان ، شیعه ، دوست دار اهل بیت و منتظر ظهور ( اینها بجهت این ذکر شد که گمان نکنید از جهود هستم و می نویسم) خطاب به شما می نویسم ، در هر برحه ای از زمان نیاز به اصلاح هست، اگر شما می خواهید حکومت امام حسین (علیه السلام) بر پا شود ، این نیاز به اصلاح وضع موجود دارد... شما از اصلاح طلبان( بلا نسبت) یک مشت انسانهای فاسد ساختید که می خواهند دین را به ثمن بخث بفروشند، جناب آقای احمدی نژاد را معجزه هزاره سوم خواندید، شمشیر کشیدید برای آقای خاتمی و ... این حق سخن نبود... خیلی ها ساکتند چون به صلاح ایران نمی بینند زبان به شکوه باز کنند . خواهر من ، امام حسن علیه السلام صلح نکردند به این علت که با حکومت معاویه لعنةالله علیه موافق بودند بلکه به صلاح نمیدیدند شمشیر بکشند اگرنه از قیام حسین علیه السلام کمتر به پا نمی کردند. اگر شما چه با قلم و چه با زبان نشان می دهید نمی خواهید، حرفی نیست اما اینرا بدانید اشخاص مهم تر و بزرگتر از ما هستند و می دانند و سکوتشان از رضا نیست بل از مصلحت است. تیشه به ریشه زدن کار پیش نمیبرد، آرامش بر هم زدن راهگشا نمی باشد. اگر فرمان جهاد شنیدید شمشیر بکشید و گمان مبرید بخاطر شخص خاصی می گویم بخاطر ایران می گویم و بس. اگر شما پیرو راه امام هستید آیا دلایل رد صلاحیت (اول) یادگار امام را شنیدید؟ آیا قانع شدید؟ آیا توهین به یادگار امام را شنیدید؟ آیا نه این است که سید حسن خمینی از سلاله همان پیر بوده که باید اجر گذاشت زحماتش را ؟
گاهی باید حرف را در سینه نگه داشت ، خیلی افسوس خوردم وقتی دیدم آنقدر راحت در مورد برادر خود زبان گلایه آنهم در مطبوعات ، یعنی جلوی ۷۰ میلیون نفر آدم باز کردید. یاد محبت بین امام حسین و حضرت زینب افتادم و ناخودآگاه مقایسه تان کردم . اگر می خواهید حکومت ، حکومت حسینی باشد از منِ نا لایق که اندازه صحبت کردن از بزرگی چون نیای جدم حسین (علیه السلام) نیستم بشنوید : حسین و حکومت حسین چیزی جز محبت نیست اساس دین بر محبت است و اگر عارفی چون شیخ اسماعیل دولابی را قبول دارید سخن ایشان در تعریف دین این بود: مرنج و مرنجان. با زبانی محبت آمیز هم می توان همین حرفها را بیان کرد. تیغ برداشتن و رگ زدن ندارد... و اینرا بدانید کسی که جای حق است عالم است و هیچ چیز از چشم او پوشیده نمی ماند ، هرکجا که به صلاح بداند ما را می برد، دعا کنیم به خیر رقم بزند .
إنّ معَ العُسرِ یسراً
حق